محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

388

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

و سومى شخصى كه شنيده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به چيزى امر فرمود . [ امّا ] سپس از آن نهى كرد و او نمىداند ، يا شنيد كه چيزى را نهى كرد ، سپس به آن امر فرمود و او آگاهى ندارد ، پس نسخ شده را حفظ كرد ولى ناسخ را نمىداند . اگر بداند كه حديث او منسوخ است تركش مىكند ، و اگر مسلمانان نيز مىدانستند روايت او نسخ شده ، آن را ترك مىكردند . دسته چهارم ، آن‌كه نه به خدا دروغ مىبندد و نه به پيامبرش دروغ نسبت مىدهد . دروغ را از ترس خدا ، و حرمت نگهداشتن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دشمن دارد . در آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيده اشتباه نكرده ، بلكه آن را با تمام جوانبش حفظ كرده است ، و آن‌چنان‌كه شنيده بدون كم‌وكاست نقل مىكند . پس او ناسخ را دانسته و به آن عمل كرده ، و منسوخ را فهميده و از آن دورى جسته ، خاص و عام ، محكم و متشابه ، را شناخته ، هركدام را در جاى خويش قرار داده است . واژه‌شناسى لا يتأثم ، لا يتحرج : از گناه و گرفتارى پرهيز نمىكند . لقف : به سرعت برگرفت . لم يهم : نپنداشت . المحكم : واضح و روشن . المتشابه : مشكل و نامشخص . ساختار ادبى خطيبا ، متعمدا : حال هستند . رجل . . . : بدل مفصل از مجمل است . مبدل منه نيز « اربعه » است .